بایگانی

نوشته‌هایی که ‘Linux’ برچسب زده شده‌اند

چرا لینوکس هیچ بازی درست و حسابی ندارد؟

ژوئیه 3, 2009 2 دیدگاه

یکی از معضلات بزرگ کاربران ویندوز که به لینوکس مهاجرت می کنند، بحث بازی‌کردن و بازی‌های لینوکس است. اگر با لینوکس کار کرده باشید، دیده‌اید که بازی‌های لینوکسی که حتی با نمونه‌های ۳ سال پیش ویندوز توانایی رقابت داشته باشد(از نظر گرافیک و صدا و …) خیلی کم است و اکثر بازی‌های لینوکس دوبعدی و ساده اند. اما چرا این‌چنین است؟ چرا تعداد بازی‌های ویندوز در سال چندین برابر تعداد روزهای یک سال است، ولی در لینوکس هنوز خبری نیست؟

یکی از مهمترین دلایل هزینه و وقت مورد نیاز زیاد است. به‌احتمال بسیار زیاد خیلی از شما بازی‌های کامپیوتری(یا ویدیویی) را انجام داده‌اید. پس از اتمام اکثر بازی ها لیست سازندگان بازی نمایش داده می‌شود. در بازی‌های باکیفیت اگر به شما اجازه ردکردن لیست داده نشود، باید حداقل ۵ دقیقه صبر کنید تا لیست تمام شود. این یعنی چی؟ یعنی این‌که برای تولید یک بازی، باید تعداد افراد بسیار زیادی مشارکت کنند و البته چندین سال برای آن تلاش کنند. این یک هزینه‌ی خیلی زیادی می خواهد. کاربران لینوکس هم که به نرم‌افزارهای متن‌باز عادت کرده‌اند و پول اضافی نمی دهند. پس باید بازی حداقل مجانی باشد. خب این‌که نمی شود! آن همه هزینه را چه‌کسی باید بدهد؟!

یک دلیل دیگر هم وجود دارد. چرا باید چنین بازی‌هایی رایگان ساخته‌شوند و هزینه زیادی مصرف شود؟ مگر یک بازی ارزش چنین چیزی دارد؟ خیر :) حداقل به نظر من. من تا حالا نشنیده‌ام به خاطر دردسترس نبودن یک بازی مثلا کار یک سازمان یا یک نفر به بن‌بست بخورد. حالا فرض کنید که سازندگان یک بازی به جای ساخت آن به توسعه هسته لینوکس یا توسعه یک نرم‌افزار کاربردی مثل OOo یا … می پرداختند. آیا بهتر نبود؟ به نظر من این کار خیلی بهتر از اینه که یک فرد چند ساعتی بازی کنه و بعدش به هیچ جا نرسه و اصلا هم معلوم نباشه که بازی موفق می‌شه یا روی دست سازنده‌هاش می‌مونه :)

البته بعضی بازی ها هم مثل Unreal Tournament 3 هستند که نسخه لینوکسی دارند. به نظر من هزینه پورت‌کردن آن ها به لینوکس آن‌قدر زیاد نیست که سازنده نتونه از پسش بربیاد. ضمنا آن ها سود خودشون رو از ویندوز گرفته‌اند ;)

پ.ن: لینوکس اگرچه بازی‌های سنگین خیلی کم دارد. اما بازی‌های خلاقانه خیلی دارد. یکی‌اش هم Numpty Physics که جادی هم معرفی‌اش کرده(البته این بازی برای ویندوز هم هست، ولی درکل اوپن سورس هست و به همین دلیل بهتره بگیم لینوکسی :D )

پ.ن۲: لیست بازی‌های لینوکس

دسته‌ها:Game, Linux, لینوکس برچسب‌ها: , , ,

راهنمای استفاده از Opera Mini در اوبونتو

مارس 2, 2009 10 دیدگاه

*** این راهنما برداشتی از این مطلب:

http://helpforlinux.blogspot.com/2008/12/use-opera-mini-in-ubuntu.html

ابتدا باید به سایت http://microemu.org/ بروید و آخرین نسخه نرم افزار Micro Emulator رو دانلود کنید(دانلود کمی مستقیم Grin: http://www.sourceforge.net/project/showfiles.php?group_id=30014&package_id=21993)

بعد فایل دریافتی رو که دارای پسوند tar.gz است رو از حالت فشرده در بیاورید(روی آن راست کلیک کنید و Extract Here رو بزنید)
Opera Mini با پسوند های jar. و jad. رو از این آدرس دانلود کنید:
http://www.operamini.com/download/pc/generic/generic_advanced_midp_2/

حالا باید Java رو نصب کنید. برای اینکار به مسیر Applications > Add/ Remove بروید و در کادر جست و جوی آن، عبارت java رو وارد کنید. دو بسته ظاهر می شوند(OpenJDK Java Runtime و OpenJDK Java 6 Webstart) و اون ها رو نصب کنید(می توانید از Synaptic هم استفاده کنید)

بعد از نصب و دانلود این ها، به فولدری بروید که فایل microemulator را در آن از حالت فشرده خارج کردید. روی فایل microemulator.jar راست کلیک کنید و Properties رو انتخاب کنید. در پنجره Properties به سربرگ(تب) Open With بروید و گزینه Add را کلیک کنید. روی Use a custom command کلیک کنید و این عبارت را در کادر آن paste کنید:

/usr/lib/jvm/java-6-openjdk/bin/java -jar

حالا روی add کلیک کنید. دقت کنید که گزینه java انتخاب شده باشد.

*می توانید از ترمینال هم استفاده کنید:

cd microemulator-2.0.3
java -jar microemulator.jar

حالا روی فایل microemulator.jar دوبار کلیک کنید تا باز شود. وقتی که برنامه Micro Emulator باز شد، به مسیر Options > Select device بروید و روی Add… کلیک کنید. در پنجره باز شده، به مسیر microemulator\devices بروید و فایل microemu-device-resizable.jar را انتخاب کنید.

حالا روی Resizable device کلیک کنید و Set as default رو کلیک کنید.

در پنجره اصلی برنامه روی Resize که در سمت چپ قرار دارد کلیک کنید و resolution مورد نظر خود را وارد کنید.

به مسیر File > Open JAD بروید و فایل Opera Mini رو که قبلا دانلود کرده بودید رو انتخاب کنید. حالا Opera Mini به لیست نرم افزارهایی که می توانید اجرا کنید، اضافه شده است. می توانید با کلیک روی Start آن را اجرا کنید. اگر هم اجرا نشد(مثل من)، دوبار روی Opera Mini کلیک کنید.
بله. موفق شدید Wink Opera Mini اجرا می شود. تبریک Grin

ساخت میانبر

به مسیر System > Preferences > Main Menu بروید. به زیر منو Internet بروید و روی New Item کلیک کنید. در قسمت های مختلف، چیزی مثل این رو وارد کنید:
Type: Application
Name: Opera Mini
در قسمت Command ابتدا این عبارت رو وارد کنید:

/usr/lib/jvm/java-6-openjdk/bin/java -jar

و بعد از آن یک فاصله ایجاد کنید. بعد از فاصله، مسیر فایل microemulator.jar رو وارد کنید. مثلا

/home/ahmad/microemulator-2.0.3/microemulator.jar

که می شه

/usr/lib/jvm/java-6-openjdk/bin/java -jar /home/ahmad/microemulator-2.0.3/microemulator.jar

برای Opera Mini هم می شه Icon گذاشت که البته هر آیکونی که دوست دارید می شه Wink

پ.ن1: حجم Java کمی زیاده برای کاربران Dial up(تقریبا 30 مگ) این برنامه در هما وجود داره. پس می تونید از هما برای نصب Java استفاده کنید.

پ.ن2: این مطلب در فروم اوبونتو

پ.ن3: این مطلب بود که باعث شد به طرف این مطلب برم: http://forum.ubuntu.ir/index.php/topic,8705.0.html

پ.ن4: وقتی که در کادری خواستید مطلبی رو وارد کنید، بعد از وارد کردن مطلب، F2 رو بزنید.

ویندوز بازهم مسخره بازی در آورد!

ژانویه 23, 2009 6 دیدگاه

این بار می خواهم یکی از ضعف های ویندوز XP(و شاید هم Vista) رو به شما بگویم. همه شما می دانید که می توان روی Flash Disk لینوکس نصب کرد. من هم چندی پیش روی Flash ام، اوبونتوی 8.10 نصب کردم(بدون استفاده از usb-creator). بعدا یک پارتیشن 130 مگابایتی fat32 هم برای بقیه کارها گذاشتم(چون ویندوز ext3 رو نمی شناسد). خلاصه چند وقت پیش Flash ام را به یکی از دوستان دادم تا مطلبی را برایم در آن بگذارد. من هم که دلم خوش بود:D وقتی فردای آن روز Flash رو پس گرفتم، دیدم که Flash ام فرمت شده! من هم که سر در نمی آوردم، دوستم رو نفرین می کردم و دوباره اوبونتو را روی آن نصب کردم. وقتی که به ویندوز رفتم، دیدم که جناب ویندوز، فقط پارتنیشن اول می شناسد و بقیه را نمی شناسد! و چون پارتیشن اول ext3 بود، دیگه پارتیشن اول رو هم نمی شناخت:D من هم که نمی دانستم به ویندوز بخندم یا بحالش گریه کنم:D از روی ناچاری پارتیشن اول رو 130مگابایت گذاشتم و بقیه هم برای اوبونتو و swap. واقعا بعضی اوقات ضعف هایی در ویندوز هست که آدم حتی به ذهنش هم نمی رسه:D

پ.ن: کسی می دونه آیا این ضعف در Vista یا 7 هم هست یا نه؟

ریچارد استالمن مجازی

ژانویه 19, 2009 14 دیدگاه

همه ما زمانی از ویندوز و برنامه های غیر آزاد استفاده کرده ایم و حتی در بیشتر موارد نرم افزارها رو هم crack کرده ایم. شاید بگویید که در لینوکس چنین چیزی نداریم. این حرف کاملا غلط است. زیرا در لینوکس و حتی روی سیستم لینوکسی شما هم نرم افزارهای غیر آزاد حتما نصب شده، به طوری که احتمال 99.99٪ می دم که شما از نرم افزار غیر آزاد استفاده می کنید:D باور نمی کنید؟ برای اینکه به من باور کنید:D از vrms یا Virtual Richard M. Stallman استفاده کنید. این vrms یک بسته نرم افزاری است و بنا به اطلاعات ویکی پدیا، فقط در سیستم های Debian-based کار می کنه و البته با Perl نوشته شده است. برای نصبش، این دستور رو وارد کنید.
# apt-get install vrms
این ریچارد ستالمن مجازی عزیز با دستور vrms اجرا می شود و لیست نرم افزارهای غیر آزاد را برای شما نشان می دهد و می رود پی کارش:D مثلا برای من غیر آزاد بودن این بسته ها خیلی جالب بود:
human-icon-theme
linux-generic
tangerine-icon-theme
zekr-quran-translation-fa
برای شما عجیب نیست؟
پ.ن: با تشکر از Farhadix عزیز که این نرم افزار رو معرفی کردند.

دلایل من برای استفاده از اوبونتو

ژانویه 19, 2009 2 دیدگاه

راستش بعد از پست «دلایل من برای استفاده از لینوکس» از خودم سوال کردم که حالا من از لینوکس استفاده می کنم، چرا از بین این همه توزیع اوبونتو رو انتخاب کردم. من اوبونتو رو خیلی دوست دارم و بعضی اوقات که می خواستم از بعضی توزیع های دیگه استفاده کنم، دوام نمی آوردم و زود به اوبونتو باز می گشتم. این هم دلایل من.
1- اوبونتو فلسفه خیلی زیبایی داره.
من توزیع های زیادی رو دیدم، اما هیچ کدومشون فلسفه ی زیبایی مثل اوبونتو نداشتند. پیشنهاد می کنم اون به فارسی از اینجا و به انگلیسی از اینجا بخوانید.
2- یک شرکت بزرگ از آن پشتیبانی می کند.
این یکی به دلیل پایین خیلی ربط داره. به نظر من وقتی که یک توزیع توسط یک شرکت پشتیبانی بشه، این توزیع خیلی پربار تر و سریع تر رشد خواهد کرد و مثل یک پروژه چند روزه نمی مونه :) ضمنا این رو هم در نظر داشته باشید که مارک عزیز :D به خاطر اوبونتو شرکت Canonical رو تاسیس کرد.
3- هیچ توزیعی مثل اوبونتو پشتیبانی قوی نداره.
من که هیچ توزیعی رو ندیدم که خیلی سریع مخازنش آپدیت بشه و پشتیبانی این قدر قوی برای کاربران داشته باشه. مثلا بعد از انتشار هر نسخه جدیدی از یک نرم افزار، خیلی سریع این نسخه جدید در مخازن قرار می گیره. مثلا همین choqoK خودمون رو در نظر داشته باشید :D
4- پشتیبانی اوبونتو فارسی هم خیلی عالیه.
بسیاری از توزیع ها متعلق به زمان پیش از اوبونتو هستند، اما اوبونتو اولین توزیع هست که فروم فارسی داره. همچنین فارسی زبانانی که در این انجمن فعالیت می کنند، بسیار فعالند. به طوری که به ندرت پیش می آید که جواب یک پست بعد از یک هفته داده شود.
5- انتخاب بین اوبونتوها خیلی زیاده:D
اوبونتو نسخه ها و Remaster های رسمی و غیر رسمی خیلی زیادی داره که باعث می شود اوبونتوی مورد علاقه خود رو انتخاب کنید. این هم چند نمونه: Kubuntu، Xubuntu، Edubuntu، Ubuntu Studio، Ubuntu Ultimate، UbuntuME، UbuntuCE، nUbuntu، Scibuntu، Linux Mint و … .
6- اوبونتو Debian-Based هست.
این یعنی از apt-get برای مدیریت بسته هایش استفاده می کنه. من خودم شخصا apt-get رو نه به yum می دم نه به rpm:D. من با apt-get واقعا راحت هستم.
7- اوبونتو ساده ترین توزیع هاست.
این یکی خیلی به درد تازه کارانی مثل من می خوره:D اوبونتو بهترین توزیع برای کاربران تازه کار است. چون به صورت پیش فرض خیلی ساده شده است. خودتون اگه یه مدت با اوبونتو کار کنید، منظورم رو درک می کنید.
8- اوبونتو بهترین پشتیبانی از سخت افزار رو داره.
واقعا بهترین توزیع لینوکس برای انواع سخت افزار و البته نوت بوک ها، اوبونتو است. همه چیز به آسانی نصب می شه و دیگه لازم نیست هر چیز رو دستی config کنید. خودش همه کار رو انجام می ده. البته می تونید خودتون هم همه تنظیماتش رو عوض کنید.

(مثل اینکه مثل پست دلایل من برای استفاده از لینوکس، این هم هشت دلیل شد:D)
به نظر من توزیع های مختلف تفاوت زیادی باهم ندارند. چون با در اختیار داشتن سورس کد یک بسته به راحتی می توانید آن را در تمام توزیع ها نصب کنید. پس توزیع ها تفاوت چندانی با هم ندارند و بیشتر سلیقه است که توزیع رو انتخاب می کنه. اما اکثر حرفه ای های لینوکس بیشتر از Debian خوششون می آید.

چغوک، همونی که دنبالش بودم!

ژانویه 14, 2009 بیان دیدگاه

چند هفته پیش، یعنی دقیقا پنجم دی ماه، یک کلاینت توییتر جالب منتشر شد: choqoK! این کلاینت توییتر، بر پایه KDE است، چون سازنده آن، جناب MTux یک KDE دوست است D-: به راستی که من با دیدن choqoK نیمه گمشده Twitting ام رو پیدا کردم D-: این کلاینت واقعا یک کلاینت فوق العاده است. تنظیمات بسیار زیادی دارد، قابلیت از راست به چپ شدن را دارد (برای نشان دادن بهتر زبان فارسی)، قابلیت پشتیبانی از چند اکانت را دارد،… (راستش حوصله چندانی ندارم:) ) ضمنا اینکه ایرانی است :) در این چند وقت کوتاه که choqoK منتشر شده، کلی طرفدار پیدا کرده. مثلا شما کافی است که در گوگل در مورد choqoK جست و جو کنید تا خودتون ببینید. من چغوک رو دوست دارم:)
پ.ن1: مهرداد عزیز، ازت ممنونم و بهت تبریک می گم، اگه صدامو می شنوی ;)
پ.ن2: اینجا می تونید وضعیت کلاینت های Twitter رو برحسب محبوبیت ببینید.

صفحه خانگی چغوک
صفحه اصلی پروژه و دانلود فایل ها
چغوک در kde-apps

دسته‌ها:Linux برچسب‌ها: , , , ,

دلایل من برای استفاده از گنو/لینوکس

ژانویه 14, 2009 ۱ دیدگاه

اخیرا صاحبان وبلاگ های مربوط به لینوکس و نرم افزارهای آزاد، نوشتن در مورد دلایل استفاده از لینوکس برای خودشون رو نوشته اند. من هم چون وبلاگی در این زمینه دارم D-: دلایل استفاده خودم رو از لینوکس می نویسم.
1- لینوکس آزاده.
لینوکس آزاده. یعنی آزادید توش هر کاری بکنید. برنامه ها رو تغییر بدید. به یه اسم دیگه منتشرشون کنید. مطابق میل خودتون سفارشی سازیش کنید و غیره. در صورتی که حتی نوار ابزار پایینی ویندوز(همونی که توش Start هست :D ) اصلا قابل سفارشی سازی نیست. چه برسه به بقیه اش :D
2- من انسانیت رو دوست دارم.
در لینوکس تنها چیزی که به وفور دیده می شود، کمک به یکدیگر و حل کردن مشکلات با یکدیگر و ساخت برنامه برای کاربران بدون هیچ چشم داشتی است. فکرش رو بکنید که یه برنامه نویس انسان(آخه برنامه نویس غیرانسان هم داریم، نمونه اش بیل گیتس:D) چند هفته و حتی چند ماه خودش رو برای نوشتن برنامه ای پشت سر بگذاره (نمی گم تلف کنه، آخه این کار وقت تلف کردن نیست:) ) تا شما راحت باشید. یه مقایسه هم بکنم. مایکروسافت هم جاسوسی می کنه تا شما ناراحت بشید :P
3- دزدها به بهشت نمی روند!
سومین دلیلم اینه که تو لینوکس به ندرت یه چیزه حتی غیرآزاد ولی رایگان داریم، چه برسه به پولی اش. مثلا من الان سه تا برنامه غیر آزاد دارم استفاده می کنم(یعنی وجودشون رو درک می کنم) یک: Opera دو: درایور Linuxant سه: flashplugin. در دوران جهالت، اوضاع برعکس بود. یعنی من فقط دوتا برنامه آزاد داشتم :D یکی اش Firefox و اونه دیگه هم Thunderbird.
4- لینوکس طرفدار دوستی است.
یکی از جالبیهای لینوکس این است که افراد را به دوست یکدیگر تبدیل می کند. مثلا من از راه همین فروم اوبونتو با عده زیادی آشنا شدم و یا با فعالیت در کانال آی آر سی با چند تن از همشهری ها و هم زبانان لینوکس کارم آشنا شدم. نمونه بارز از این روابط دوستانه، LUG ها (Linux Users Group) هستند. LUG یعنی گروه کاربران لینوکس. حالا این گروه می تونه یک گروه دوستانه و چند نفره باشه یا به یک شهر و حتی استان تعلق داشته باشه. چند نمونه از این LUG ها در ایران: IsfahanLUG، TehranLUG، MashhadLUG، GuilanLUG و etc (غیره :D ).
5- حوصله کرش کردن و نصب هفتگی ویندوز رو ندارم.
این یکی حتما برای تک تک کاربران سابق و حاضر ویندوز:D اتفاق افتاده. من تو ویندوز همه اش خدا خدا می کردم که وقت بازی کردن یا کار کردن باهاش، کرش نکنه :) . وقتی که برنامه ای در ویندوز هنگ می کنه، کل سیستم کرش می کنه و به حالت کما در می آید! در صورتی که وقتی برنامه ای در لینوکس هنگ بکنه، می تونید با سیستم کارهای دیگه تون رو پیگیری بکنید و وقتی هم که می خواهید برنامه هنگ کرده رو ببندید، نیازی به Restart کردن کل سیستم نیست، کافیه که روی علامت ضرب در گوشه برنامه کلیک کنید تا Force Quit بیاد و برنامه رو kill کنه و یا حتی می تونید با دستور killall programname اون رو kill کنید. نصب هفتگی ویندوز با همه برنامه هاش جزو کارهای اصلی ام بود. تصور کنید که باید کلی درایور و نرم افزار (آفیس و فتوشاپ و…) رو هرهفته نصب می کردم. حالا اگه نسخه جدیدی از اوبونتو بیاد و نخوام Upgrade اش کنم، اوبونتو رو دوباره نصب می کنم!
6- من تنوع رو دوست دارم.
وقتی که در ویندوز باشید، هیچ چیز رو نمی تونید کاملا سفارشی سازی کنید. مثلا اگر کسی تا به حال دو نوار ابزار رو مثل گنوم تو ویندوز ساخته، به من بگه D-: انتخاب ها در لینوکس خیلی متنوع هستند. مثلا من که از گنوم خوشم نیاد، می رم KDE کار کنم و اگه از KDE هم خوشم نیاد، می رم Xfce، Enlightment، Fluxbox و بقیه رو امتحان می کنم تا به محیط دلخواهم برسم. ولی تو ویندوز فقط و فقط باید از یک میزکار استفاده کنم، اگر هم نخوام، می آم لینوکس کار می کنم:D
7- من می خوام سیستمم قدرتمند باشه.
شکی نیست که لینوکس قویترین سیستم عامل هاست. کارهای زیادی رو تو لینوکس می تونید انجام بدید که انجام دادنش محاله. مثلا شما نمی توانید با یک دستور، کل مشخصات CPU و یا Ram رو به دست بیارید. ولی تو لینوکس با این دستورها، این کارها قابل انجام شدن هست (cat /proc/cpuinfo و cat /proc/meminfo) و هزاران قابلیت دیگه که برای ویندوزی ها جاش تو کتاب افسانه هاست P:
8- می خوام سیستم عاملم انسانی باشه.
مایکروسافت هر روز با حیله و کلک بیشتری کاربران رو قربانی می کنه. برای آن ها کاربران مهم نیستند، بلکه پولشان مهم اند :) اما در لینوکس فقط کاربران مهم اند، چون آن ها نرم افزار رو استفاده می کنند.

این هشت دلیل فکر کنم کافی باشه. اگه دلایل بیشتری به ذهنم رسید، اونها رو در یه پست دیگه بهتون می گم :)

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.